|
صفحه 1 از 5
تاثير شناخت خود در كاهش علائم افسردگي
مولفين: الهام فرامرزي نيا (كارشناس ارشد روان شناسي باليني، دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي تهران)
دكتر رضا پورحسين (استاديار دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران)
دكتر بهشته ميرزايي (استاديار، دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن)
چكيده: مقدمه: طبق مطالعات صورت گرفته افسردگي يكي از شايع ترين اختلالات رواني است كه در آن فرد دچار افت خلق، بي حوصلگي، كاهش انرژي، تغييرات در خواب و اشتها و افت عملكرد در شغل، تحصيل و روابط مي شود.
روش بررسي: اين پژوهش به منظور بررسي اثر تكنيك درماني «مرور خود» بر افسردگي و پاسخ به اين سئوالات كه آيا تكنيك «مرور خود» در كاهش علائم افسردگي موثر است و آيا اين تكنيك اثرگذاري متفاوتي بر دو جنس دارد يا نه انجام شده است. نمونه 60 نفر مي باشند كه به صورت تصادفي انتخاب و به صورت تصادفي در دو گروه شامل 30 نفر (15 زن، 15 مرد) در گروه آزمايش و 30 نفر (15 زن، 15 مرد) در گروه كنترل جايگزين شدند. كليه نمونه ها در سنين بين 20 تا 30 سال مجرد و همگي از جامعه دانشگاهي و طبقه اجتماعي متوسط و بالا بودند. در اين پژوهش آزمايشي تست افسردگي بك به صورت پيش آزمون و پس آزمون بر روي دو گروه كنترل و ؟ آزمايش اجرا شد و سپس تكنيك «مرور خود» بر روي گروه آزمايش اعمال گرديد و تحليل داده ها توسط آزمون صورت گرفت. نتايج: با توجه به نتايج بدست آمده مشخص شد تكنيك مرور خود در كاهش علائم افسردگي تاثير چشمگيري دارد اما به لحاظ اثربخشي تكنيك در دو جنس تفاوتي مشاهده نشد. نتيجه گيري: بطور كلي مي توان گفت بالا بردن شناخت فرد از «خود» شامل آگاهي بر شاخصه هاي فردي و اجتماعي و همچنين شناخت هيجانات و توانايي بارورسازي «خود» و متعاقباً كاهش علائم افسردگي تاثير چشمگيري دارد. كليد واژه ها: شناخت خود، افسردگي مقدمه: افسردگي رايج ترين اختلال رواني است و اخيراً به شدت رو به افزايش نهاده است. افسردگي سرماخوردگي بيماري رواني است، تقريباً همه حداقل به صورت خفيف احساس افسردگي كرده اند احساس دمغي، بي حوصلگي، غمگيني، نااميدي، دلسردي، ناخشنودي، همه تجربيات افسردگي رايج هستند. (5) ويژگي هاي اصلي افسردگي عمده يك دوره زماني حداقل 2 هفته اي است كه در ضمن آن يا خلق افسرده يا بي علاقگي يا فقدان احساس لذت تقريباً در همه فعاليت ها وجود دارد. در كودكان و نوجوانان خلق ممكن است تحريك پذير باشد تا غمگين همچنين فرد بايد دست كم چهار نشانه ديگر از فهرست زير را داشته باشد: تغيير در اشتها يا وزن، خواب، و فعاليت رواني ـ حركتي، كاهش انرژي، احساس بي ارزشي يا گناه اشكال در تفكر، تمركز يا تصميم گيري، يا افكار عود كنند. درباره مرگ و خودكشي، طرح و نقشه يا اقدام براي خودكشي، براي گذراندن تشخيص دوره افسردگي عمده نشانه ها بايد در قسمت اعظم روز تقريباً همه روزه به مدت حداقل 2 هفته متوالي دوام داشته باشد(1) اختلال افسرده، خويي به حسب وجود خلق افسرده به مدت حداقل 2 سال در قسمت اعظم روز همراه با نشانه هاي اضافي افسردگي عمده مطابقت ندارد مشخص مي شود.(1) تعداد زيادي از مطالعات نابهنجاري هاي مختلف در متابوليست هاي آمين هاي بيوژنيك مثل 5 ـ هيدروكسي ايندول استيك اسيد (5-HIAA) ، همووانيليك اسيد (HVA) و 3 متوكسي ـ 4 هيدروكسي فنيل گليگول (MHPG) ـ در خون، ادرار، مايع مغزي ـ نخاعي (CSF) بيمارين مبتلا به اختلالات افسردگي نشان داده اند داده هاي گزارش شده با اين فرضيه هماهنگ است كه اختلالات خلقي با بي نظمي ناهمگون آمين هاي بيوژنيك همراه هستند.(2) جوان السيون راجرز (1993) در تحقيقي كه بين افسردگي و مسائلي مثل از دست دادن شغل يا تضادهاي زناشويي انجام داد به اين نتيجه رسيد كه خود پنداره فرد و نوع نگاه او به توانايي هاي دروني اش تعيين كننده ميزان شدت و پايداري افسردگي است وي به اين نتيجه رسيده كه درك از خود كه ريشه هاي آن در كودكي شكل مي گيرد در شدت افسردگي مهمتر از عوامل محيطي است (6) الن مك گرات (2004) در مورد بهترين روشهاي دفاعي در برابر افسردگي بحث و بررسي كرد و در نتيجه به اين مسئله دست يافته كه در مورد افسردگي متوسط احساس مثبت نسبت به خود مهمترين و بهترين روش مقابله است.(7) رابرت اپستين (2001) در رابطه با مهارتهاي مقابله با آسيب هاي رواني مبتني بر تكنيك هاي خوديابي مجدد در مجموعه كتابهايي با نام Self-help اشاره مي كند كه تكنيكي به نام مهارت نخواستن Not will skill در درمان، آن دسته از افسردگي هايي كه مبتني بر صدمات اجتماعي ناشي از، از دست دادن و يا مشكلات مقايسه اي هستند كاربرد معني داري دارد.(8) همچنين در يك بررسي ديگر توسط همين محقق در (2002) در مورد شيوه هاي كنار آمدن با استرس و افسردگي تحت عنوان جنگ با سرنوشت به اين نتيجه دست يافته كه عدم باور توانايي هاي خود منجر به افسردگي شديد مي شود او در اين تحقيق كه با روش همبستگي به نتيجه رسيده دريافته كه دست كم گرفتن خود با احساس افسردگي همبستگي بالايي دارد وي همچنين ابتلا به افسردگي را با دست بالا گرفتن بيش از حد توانايي هاي خود نيز معني دار مي داند وي در پيشينه 64 درصد از مراجعان كلينيكي كه به دليل افسردگي تحت درمان بودند بلندپروازي و دست بالا گرفتن خود را مورد تاييد قرار داده (9) در تحقيقي كه توسط كارلسون و هالبوگ (2005) انجام گرفت تلاش شد تا روشهاي مناسبي براي ارتقاء مداخلات خود مشاهده گري افراد كه مي تواند تغييرات عده اي را روي سبك زندگي آنها و همچنين متناسب با بهداشت رواني آنها و كاهش اضطراب و افسردگي آنها ايجاد كند مورد بررسي قرار گيرند در اين تحقيق ارزيابي ميزان تغييرات حادث شده در اثر روش T.s.m يا تئوري بنيادي مشاهده خود مورد بررسي قرار گرفت نتيجه حاصله از اين تحقيق نشان داد كه پس از يك دوره 6 ماهه تغييرات بين افرادي كه آموزش T.s.m ديده بودند و افرادي كه فاقد اين آموزش بودند بسيار معني دار بود (10) در تحقيق ويلسون (2005) افراد در يك دوره يكساله 4 بار مورد تست ارزيابي خود و ارزيابي بدن خود قرار گرفتند ميزان تفاوت بين گزارشهاي آنها از خود و حتي مختصات بدني خود در اين گزارش معني دار بود همچنين مطالعات عرضي بين گروههاي مختلف نشان داد شيوه آگاهي آنها از بدن خود با هم متفاوت است بنابراين تحقيقات فهم خود و ارزيابي خود نوع خاصي از آگاهي است كه منحصر به فرد مي باشد و هيچ نوع روش ثابتي ندارد همچنين نتايج اين تحقيق نشان داد سطح خلق افراد با نوع ارزيابي آنها از خود همبستگي معني دارد.(11)
|